bad things...

ماهی تصادف کرد.

طرف که یه پسر هیکلی ازینا که رو دستاشون خالکوبیه با این وجود که ماهی یه دختر تنها بوده تو خیابون حمله میکنه طرفش تا بزنَتِش . خوشبختانه مردم میگیرنشُ نمیذارن بره طرفِ ماهی ! تقصیرِ هر دو طرف بوده . ولی ماهی مقصر شده .

تقصیر ماهی که وقتی چراغ زرد بوده وسط چهارراه بوده و تقصیر اون پسره که سرعتِ خیلی بالایی تو چهارراه داشته در حدی که ماشینِ ماهی پرت شده تویِ پیاده رو . ینی سرعت خعلی بالا

منظور اینکه خودشم مقصر بوده و اینجوری...

از طرفی امروز با دوستم مریم از کلاس زبان برمیگشتیم تو ماشینِ مریم بودیم. پسره جای دور برگردون واستاد و از ماشین پیاده شدُ حرکت نمیکرد! خیابونی هم که بودیم چراغ نداشتُ خیلی جای بدی بود . مریم پشت ماشین واستاد ولی ماشین حرکت نمیکرد! مریم با دست بهش اشاره کردُ گفت چرا نمیره؟!

پسره دستِ مریمُ که دید شروع کرد با دعوا که طلبکاری؟ از ماشین بیا پایین! حمله کرد طرفِ ماشین که درِ سمتِ مریمُ باز کنه . قفل فرمون زیرِ پام بودُ تنها چیزی بود که درون لحظه بهش فک میکردم : )) که خوشبختانه مریم یهو فرمونُ گرفت اونورُ خدا رو شکر اون لحظه ماشین نمیومدُ زود گرفت طرفِ خیابون . پسره زود گرفت طرف ماشین مریمُ تا نزدیک ماشین آورد ولی مریم فرمونُ گرفت اونورُ خلاصه خونشون همون نزدیک بود . فک کردیم پسرِ رفته اما اونور کوچه ی مریم اینا واستاده بود . من که رفتم جای اتوبوسُ رفتم . ساعت 8 و نیم شب هم بود!

بعدش مریم زنگ زد که پسره اون ور کوچه واستاده و طفلک کلی ترسیده بود

میخوام بگم تا این حد پسرا بی غیرت شدن . ینی به این راحتی دقیقا حمله میکنن! ینی اصلا طرف فک نمیکنه طرفش یه دخترِ ! اونم هم ماهی هم مریم . ماهی ازون دخترایی که چادر نداره ولی حجابش خیلی خوبه و مریم هم ازین دخترای چادری که چادرشون هم خیلی محکم میگیرن!

میخوام بگم احترام یادشون رفته . ناموسُ عفتُ احترام نمیشناسن . اونم نه به خاطر حرفی از جانب ما ! فقطُ فقط از روی زورُ بدون اینکه ما حرفی بزنیم یا کاری کنیم!

متاسفم

واقعا متاسفم واسه این شهر ، واسه این مردم ، واسه آدمایی که خیلی چیزا یادشون رفته ... خیلی چیزا!

/ 0 نظر / 6 بازدید