اندر احوالاتِ مسئولینِ آموزشِ دانشکده!

ینی یه وضی ها !

وسطای ماه رمضون رفتم واسه کارای مرخصی تحصیلی ترم هفتم! کارشناسِ گروهِ تنبلمون هم قبل ساعت کاری رفتُ کارام موند :| نتونستم برم تا امروز .

رفتمُ گفتن کپی درخواستمُ گم کردن :|

گفت دو تا امضا هم کم داشتم :|

چون میترسیدم گند بخوره و اینا هم که هیچی سر در نمیارنُ بلد نیستنُ گفتم نکنه مرخصیم وقتش بگذره و درست نشه دوباره فرم پر کردم :|

3 ساعت تمام هی از این دانشکده به اون کتابخونه و از اون کتابخونه به اون آموزشُ باز دانشکده ی خودمونُ ینی میخواستم خودمُ بزنم دیگه :دی دانشگاهمون میدونید دیگه خیلی بزرگه . از این دانشکده بخوای بری اون دانشکده کلی طول میکشه !

بعد قسمت آخرُ ثبت تو آموزش کل که رسید خانومه با خنده نگام کرد گفت اوا مرخصیت یه ماه پیش تایید شده چرا دوباره فرم پر کردی ؟! متفکر

ینی من تا چند مین خنثی

من همچنانخنثی

من تو راهِ خونه خنثی

ینی گیج ها! این مسئولای دانشکده ی ما گیجِ گیجَن! ینی 3 ساعت منُ علاف کردن! ینی میخواستم برم دعواشون کنَم چون خعلی عصبانی بودم اما دیگه شانسشون خسته بودمُ نای راه رفتن نداشتمُ برگشتم خونمون چشم

باورتون میشه من الان ترم هفت هستمُ هنوز نمیدونم استاد راهنمام کیه؟! ینی طرف پول میگیره واسه استاد راهنماییشُ دانشجوها اصلا تا آخر تحصیلشون قیافشَم نمیبینن! به کجا چنین شتابان داریم میریم ؟! هوووم ؟ نیشخند

× خب با اجازه از منبر بیام پایین برم درس بخونم که امروز فقط انگلیش خوندم نگرانمژه

/ 2 نظر / 3 بازدید
نگین

مرخصی واسه چی ؟؟ نذار فاصله بیفته برو سر درس ُ مخشت! آی داد آی امان ازین مسئولای گرام یونیورسیتی! + اینجا ایران است! آی لاو یو نمیدونم چی چی .. [نیشخند]

نسرین

سلام دخمله باانرجیییییی, :-) :-* B-) موفق باشی:-D