شاید باورتون نشه!:دى ولى من بالاخره بعد از دو سال شایدم بیشتر به ترسم غلبه کردم و تقریبا 4 روزه که خودم میرم اینور اونور:)) هرچند هنوزم اولش که تو ماشین میشینم یکم استرسى میشم ولى واسه منى که اصلا حاظر نبودم رانندگى کنم جهش عظیمیه:)) خلاصه الان خیلى راحت شدم.خودم میرم کتابخونه و میام و دیگه اونقد تو راه رفتو امد با اتوبوس خسته نمیشم یا هى لازم نیس به اینو اون بگم بیانن دنبالم:) 

وقتى یه غیرممکن و تو زندگیت ممکن میکنى خعلى حسه خوبیه:x 

دیگه اینکه کلاس زبان با این وجود که وقت نکرده بودم بخونم عالى دادم امتحانم و استاد آفرین و اینا گف دوباره بهم:))) 

دیگه اگه امتحان فردامم دوباره خوب بدم دیگه دلم اروم میگیره بالاخره بعد این همه استرسى ک تو این دو هفته سره زبان و رانندگى و افت رتبم تو ازمون کشیدم.

از کلاس سه تارمم دو جلسه دیگه ازین ترم مونده که با آقاى استاد قرار گذاشتیم این ترم و نرم و دوباره از بعد کنکور شروع کنم برم

کلا نمیتونم بگم این روزام خوبه یا بد.چون یه وقتایى خوبه یه وقتایى افتضاح.

دعا کنید برام ..

/ 1 نظر / 4 بازدید
نگین

من که رانندگی رو کلا گذاشتم کنار.. الان یادم نمیاد ماشین چجوری روشن میشه [نیشخند] تصادف و فوت عموم هم بی تاثیر نبود تو این مساله و بدترش کرد ترسمو