ازدواج یا نردبون ؟ :دی

واقعا نمیفهمم چرا پدر مادرا و کلا همه فک میکنن ازدواج مهم ترین مسئله تو زندگیِ هر شخصیه!

اما به نظر من اصلا مهم نیست .

ازدواج رُ که میگم منظورم صرفِ ازدواج کردنِ ها نه اینکه بی توجهی کنی تو انتخاب آدمت!

ینی به نظر من آدم واسه خوشبختی نباید دنبال یه آدم دیگه باشه .

خداییش پدر مادرای ما تو اوج مسالمت هم که با هم باشن آخرش این سوال پیش میاد که از زندگیت چی فهمیدی جز ازدواجُ فدا کردن خودت واسه بچه و زندگیت

نمیگم اینا بده ها ! نه!

اما منظورم اینه ازدواج همه ی زندگی نیست .

تو حتی میتونی بعد ازدواجت دنبال کلی آرزو و هدف واسه خودت باشی

به قولِ یه بنده خدایی یه مدلی شده که الان همه همه ی آرزوهاشونُ تو ازدواج میبینن . دخترِ نمیگه خودم تلاش کنم پول در بیارم! میگه یه شوهرِ پولدار گیرَم بیاد مثلا . یا حتی برعکس . پسرِ میگه یه دخترِ پولدار گیرم بیاد !

یا میگه با یه دکتر ازدواج کنم کلاس داشته باشه!

فک نمیکنه خودش دکتر شه ها! میخواد از طریق یه نفر دیگه به تمام آرزوهاش برسه!

این مزه داره آخه ؟:| شاید اولش شیرین باشه اما دلِ آدمُ میزنه !

فک کن . خودت تنهایی یه تنه به همه ی آرزوهات برسی . چه حسِ خوبی خواهی داشت . اون وقت بر فرضم که ازدواج کنی ازدواج رو صرفا واسه احساس میبینیُ غریزه ی هر انسانی واسه زندگی دو نفره! نه صرفا یه نردبون خوشبختی :))

 

اینُ از اینجا میگم که الان دورُ بریام رو که میبینم . درس میخونن واسه اینکه شوهر خوب گیرشون بیاد! نوع پوششُ رفتارشون واسه اینِ که شوهرِ خوبی گیرشون بیاد :)) و وقتی ازدواج کردن همه چیُ میذارن کنار :دی دیدم که میگما!

چرا خوبه که آدم به خاطر این چیزایی که گفتم ازدواج خوبی هم داشته باشه و لیاقتش بره بالا ولی نه اینکه همه ی اینا رو واسه یه ازدواج انجام بده که بعد که بهش رسید زندگی براش بی معنی شه :)

 

خب حالا از منبر میام پایین نفرِ بعدی بره بالا نظرش رو بگه :))

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرانک

خب من برم بالا منبر :دی کمکم کنین راستش من ازدواج رو توی این میبینم که در کنارِ اون کسی که هستی به آرامش برسی شاد باشی ... نه که بگم طرف بیکار و علاف باشه و واس خوشی برم ازدواج کنم نه ! اما اینکه بخوام به قول تو خودمو جورِ دیگه ای نشون بدم که کسی از من خوشش بیاد و بعدش یکی دیگه شم یا اینکه ببینم طرف موقعیتِ کاریش چیه و هی بخوام پز بدم و اینا خیلی حالمو بد میکنه :/ ایش بدم میاد :/ مثلا دوستام یه جوری پز میدن که شوهرم اینجور اونجور :/ اه اه :/ تازشم شوهرم بخواد بگه با این دوستت نگرد با اون نگرد میزنم لهش میکنم :دی ولی خداییش ننه باباهای ماها چه ازدواجی کردن! البته مامان بابای من ! اصلا شاهکارن ! فامیلم هستن تازه :/ بعد من چیزی بشه به هرکی بخوام بد وبیراه بگم به دو طرف برمیخوره :)))) من که کار خودمو میکنم :-"

فرانک

راستی نگین جونم فکر کنم چون آدرس وبتو تغییر دادی این قاطی کرده ، الان من با اپرا اومدم اصلا نوشته های جدیدتو نشون نداد ، با کروم نشون داد !

نگین

کاملا با حرفات موافقم!

نگین

من واسه پرشین دارم اساسی! کامنتمو ثبت نکرد اومدم اینجا بنویسمش! الهی قبول شی ننه! ما رو هم خوشحاللللل کنی [قلب]

نگین

ترسید [نیشخند][نیشخند] کامنتمو بلعید بعد نشون تو بده.. [نیشخند] باورت نمیشه الان چقد خستم! از 5 بیدار شدم یه ساعت پیش رسیدم خونه فقط رسیدم شام خوردم اومدم نت مقاله ها رو از میلم بردارم.. ینی میشه من امشب بی فکر بخوابم؟[ابرو]

نگین

ولی یه استثنا هم هست نگین.. خیلی ها نمیتونن خودشون شرایطی که میخوان رو مهیا کنن! خودت بگیر برو تا آخرش..

نگین

ولی یه استثنا هم هست نگین.. خیلی ها نمیتونن خودشون شرایطی که میخوان رو مهیا کنن! ینی نه اینکه نخوان! نمیتونن... اجازَشو ندارن.. خودت بگیر برو تا آخرش.. + این کامنت کاملتره

نگین

اینجا که هنوز بحث ازدواج و مزدوج شدنه که :)) آفرین بچه ی خوب درس بخون مث من نشو که وختی درسش تموم شد تند اومد پای پی سی استراحت کنه! خب؟

نگین

کجایی دختر؟! معلومه حسابی درس میخونیا :) موفق باشی [قلب]

گل ناز

[خنده] جمله آخرت خیلی باحال بود. با نظرت موافقم.