آموزشِ داستان نویسی | شماره 3

 چند نکته برای زیبایی داستان

گره افکنی : وقتی نویسنده به طورِ آگاهانه مسئله یا معمایی را در آستانه یِ داستان مطرح کند تا ذهن مخاطب خود را متمرکز کند دست به گره افکنی زده است (نکته :گره را که میزنیم نباید ساده حل شود )

بعضی از داستان ها یک گره دارند و برخی چندین گره .

و یک نوع گره داریم به نام هیچکاکی که مخصوصِ داستان هایِ جنایی و پلیسی است . که پیچیده تر است و باز کردنِ آن سخت تر است .


تعلیق یا هول و ولا : (شک و انتظار) : در داستان خواننده را وادار میکند که از خود بپرسد که بعد چه اتفاقی خواهد افتاد یا آخرش چه خواهد شد . آنگاه او را مجبور میکند که جهتِ یافتنِ پاسخی برای پرسش هایش داستان را ادامه دَهَد .


درگیری در داستان ( جدال و کشمکش ) : درگیری در داستان همان برخوردی است که بین رفتارها ، اعمال ، افکار ، تمایلات و خواسته ها روی میدهد .

انواعِ درگیری در داستان :

1- شخصیتِ اصلی ممکن است به جانِ گروه یا فردِ دیگری بیفتد (درگیریِ انسان بر ضد انسان ) یعنی درگیریِ بیرونی و فیزیکی .


2-شخصیت درگیر با نیرویِ بیرونی باشد (مثلِ طبیعت یا جامعه )

3-درگیریِ انسان بر ضد خودش (این درگیری در داستان لازم است و در داستان برایِ لو نرفتن داستان بین نیروهای متخاصم باید تعادل وحود داشته باشد .

 

گامِ ششم : پایان بردنِ داستان

پایانه داستان : پایانه چگونگی به انتها رساندنِ داستان از نظرِ تاثیرگذاری و فضایِ کلی میباشد.در واقعِ نحوه یِ به پایان رساندنِ داستان در آخرین صحنه است .چگونگی به پایان رساندنِ داستان هم خیلی مهم است .


انواعِ پایانه :

1- پایانه مشخص : آن است که خواننده از همان ابتدا میفهمد که پایانِ داستان چه خواهد بود (مثلِ فیلم هندی ) این نوع پایانه ، پایانه یِ خوبی نیست .

2- پایانه باز و مستمر : این پایانه بهترین پایانه در داستان نویسی است . در این نوع پایانه شما احساس میکنید داستان هنوز ادامه دارَد و وقتی تمام میشود خواننده حس میکند داستان دوباره شروع شده است! اینگونه داستان خیلی هنرمندانه است و مخاطب را به تحلیل و فکر کردن در مورد داستان وا میدارَد . ( مثلِ پایانِ کتابِ عقایدِ یک دلقک )

حالا که آخرِ توضیحاته یه توضیحِ کوتاه هم در مورد نثر داستان بدَم .

نثر داستان : خوب است که داستان به زبانِ رسمی و کتابی نوشته شود و دیالوگ ها را بسته به نوعِ شخصیت که حرف میزند تغییر دهیم و از تیکه کلام ها و لهجه های خاصِ آن شخصیت استفاده کنیم . زبانِ شکسته برایِ بیان زبانِ خوبی نیست . (هرچند این نوع زبان هم طرفدارایِ خاصِ خودش رو داره . مثه کتابِ ناطورِ دشت نوشته یِ جی دی سالینجر )

واسه خاتمه هم چند نکته میگَم که استادِ عزیزَنیشخند همیشه تاکید میکَرد روش . یکی از اون نکات خصوصیاتِ یک نویسنده بالفطره بود!

1- کسی که همیشه کتاب دستشه و مرتب کتاب میخونه . پس اگه تو عمرتون لایِ یه دونه کتاب هم باز نکردین و بیشترین کتابی که خوندید یه کتاب علمی تو دورانِ دبستان بوده به فکر نوشتن نباشید نویسنده ی خوب نویسنده ای هست که همیشه کتاب بخونه و تجربش رو زیاد کنه .

2- یکی از خصوصیات نویسنده ها اینه که احساسات توشون به صورت بیمارگونه بیشتر از بقیس حتی ! به طور مثال اگه یه آدم معمولی از کنارِ یه برگِ زرد که روی زمین افتاده بی تفاوت رد میشه یه نویسنده بالفطره با دیدنِ اون برگ زرد یا لگد کردنش احتمالا خیلی احساسات به سراغش میاد!پ

اینم چند نکته دیگه :

1- بهتره که وقتی داستان مینویسیم حتما اصولِ داستان نویسی که گفتم رو رعایت کنیم . مطمئنا مثلا اگه داستان پی رنگ خوبی نداشته باشه خواننده آخرِ داستان حس میکنه یه داستانِ مسخره خونده و فقط باهاش بازی شده حتی !

2- سعی کنیم خاص بنویسیم و تقلیدی ننویسیم . مطمئنا هیچکس نوشته هایِ تقلیدی رو دوست نداره . همیشه سبکِ خودمون رو واسه نوشتن داشته باشیم .

3- اگه دنبالِ داستان نویسی به صورتِ حرفه ای هستید و میخواید کتاب چاپ کنید مراقب باشید که جوری بنویسید که ارشاد اجازه ی چاپِ کتابتون رو بده

4- قبل از شروعِ داستان همیشه شخصیت هاتون رو تو ذهنتون داشته باشید . بنویسیدشون و تلاش کنید که بی هدف جلو نرید !

این ها همه حرفایِ استاد و نویسنده ی محترم سعید موسوی هستش : ) گفتم حق منبع رو هم به جا بیاریم : دی البته جزوه ای که براتون گذاشتم رو خودم از صحبت هاشون سرِ کلاسشون یادداشت برداری کردم مژه و تک تکشو با همین انگشتای خودم تایپ کردم نیشخند باشد که رستگار شویم نیشخند سعید موسوی به عنوانِ مثال نویسنده ی کتاب پشتِ دیوارهایِ شهر هستن : )
[لینک]
/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

همون جاهاییو که گرفتی خیلی خوبه ...اصلا مگه کلا زندگی چند تا گوشه داره ...

شاذه

کاش منم یاد می گرفتم پایانهای بهتری می نوشتم. واقعا بد تموم می کنم ولی این روزا صرفا به خاطر آرامشی که نوشتن بهم میده می نویسم. ولی همش امیدوارم یه روزی برسه که بتونم سر حوصله و دقت یه داستان حسابی بنویسم. به امید اون روز می خونم و می خونم. صدی نود و هشت داستانهای پلیسی عشقی خارجی. مگه مثل امروز که دو سه تا رمان ایرونی به دستم رسید و نگارششون تقریبا اشکمو درآورد ... ولی مطمئنم رمانی که تو بنویسی رو دوست دارم [قلب]

سارا

خوندمشون[پلک] ولی باید چند بار دیگه هم بخونم.یکبار فایده نداره[مغرور] مرسی که اینارو با کلی زحمت یادگرفتی و یهویی واسه ما گذاشتی[گاوچران]

لبخند

آفرین به خانوم معلم گلمون با اینهمه اطلاعت در مورد داستان نویسی ... من یه بار راهنمایی که بودم تو داستان نویسی اول شدم البته در سطح مدرسه[نیشخند]

بهار

سلام خواهری خوشحالم که هستی و می نویسی راستی من لینکت کردم

سولماز

خیلی مسی نگین جونم خیلی به دردم خورد به خصوص این قسمتش سپاس

مریم

خیلی جالب بود مرسی +اون قسمت که نوشتی خودت تایپ کردی هم خیلی [تعجب] [قلب]

سارا

خلاصه که نیکی جون اینجوریاس[عینک]

محمد

سلام ای هوطن. آیا می دانید که یاد گرفتن چند زبان خارجی در کنار زبان اصلی شما ضریب هوشی شما را به طور زیادی افزایش می دهد! اولین و بهترین وبلاگ آموزش زبان های خارجی در خدمت شماست تا زبان مورد نظر خود را در آن یاد بگیرید. این وبلاگ نتیجه ی زحمت مجموعه ای از افراد است که با تلاش شبانه روزی آن ها و ترجمه از سایت های معتبر انگلیسی و اسپانیایی و فرانسوی گرد اوری شده است و مجموعه ی عظیمی از زبان های مختلف خارجی را در بر میگیرد. اگر زبان مورد علاقه شما نبود می توانید به ما بگویی تا آن را سریع در وبلاگ قرار دهیم. در ضمنشما می توانید ما را با نام آموزش زبان های خارجی و آدرس iranAmozesh.persianblog.ir لینک کنید و به ما خبر دهید تا ما هم شما را لینک کنیم. با تشکر از شما. زنده باد ایران و ایرانی