روزِ بدی که خوب شد!

امروز قرار نبود روزِ خوبی باشه ها ! ولی خودش خود به خود خوب شد!

اولش که صبح کلی استرس داشتمُ اینا

یکم سه تار تمرین کردم

بعدش که کلاس داشتمُ رفتم . با این وجود که خط آخرِ قطعه رو تمرین نکرده بودم با اعتماد به نفس شروع کردم به زدن نیشخند استادمم هی وسطِش مرحبا آفرین میگفت مژه بعد که خط آخرُ نزدمُ یهو با مظلومیت نگاش کردم که ینی دعوا نکن از خود راضی گفتِش که آفریـــــــــن شاپرک عالی بود خیلی حرفه ای بود! و بعدشم گفت تااازه یکی از خصوصیات یه آدمی که حرفه ای ساز میزنه اینِ که وقتی وقت نداره از سر باز کنی تمرین نکنه و غلط غلوط نزنه ولی همونایی رُ که تمرین کرده به این خوبی بزنهعینک

بعدشم بهش گفتم که آخه من اصن خونه نیستم وقت نمیکنم تمرین کنم زیاد :( گفت ولی با این وجود هیچ نقصی نداشتیُ داری حسابی راه میفتی از خود راضینیشخند

البته سه جلسه دیگه از این ترمم بیشتر نمونده . تموم شه دیگه تا بعد کنکور نمیرم . میخوام اون دو ساعتی که میرسم خونه هم بخونم . نزدیکِ کنکور میخوام سالن مطالعم رُ بیشتر کنم

دیگه اینکه بعدشم رفتم سونوگرافیُ خیالم راحت شدُ گفتش که غده ی سرطانی تو بدنَم نیست از خود راضی دیگه خدا رو شکر از دکتر رفتن خلاص شدم نیشخند جواب آزمایشات دیگه رو هم که لازم نیست خودم باشه و همکار مامان میبره و دارو رو خودش دورادور تجویز میکنه خنده

بعدشم که یه تصمیم حماسی گرفتم و بلافاصله تا پشیمون نشدم اجراش کردم نگران تصمیم گرفتم به ترسم غلبه کنم و سه جلسه یا چهارتا برم پیشِ یه مربی رانندگی عالی که ماهی هم از همون جواب گرفت که رانندگیش خوب شد برَمُ دیگه ماشین سواری کنم بالاخره عینک 

چون واقعا به شدت به رانندگی احتیاج دارم. هم اینکه شب تا ساعت ده اینجوری میتونم کتابخونه بمونمُ هم اینکه از اون طرف صبحا بیشتر بخوابمُ اینقدر تو راهِ رفتُ آمد به کتابخونه خسته نشم مژه 

حالا جالبه یه عجزُ ناله ای میکردم جلو این مربیِ! بهش زنگ زدم میگم من هیچی بلد نیستم دیده شده چند بار که خواستم بشینم فهمیدم خعلی رانندگیم داغونه و استرسی شدم و مثه چی میترسم ! نیشخند آیا شما میتوانید به من تعلیم دهید و از من راننده موفقی بسازید !؟ نیشخند طرف خندش گرفته بود گفت من کسیُ که 15 سال بود ننشسته بود یه راننده ی حرفه ای کردم بعله که میتونم از خود راضی بعدم گفت فقط اینقدر که تو میترسی فک نکنم بتونم زود راه بندازمت چون میدونم فشار بیاد روت قیدشُ میزنی پس خودتُ واسه چند جلسه آماده کن! نیشخند گفتم چشم هیپنوتیزم

دعا کنید دیگه برام . واقعا الان رانندگی واسم مثه نون شب میمونه! البته گواهینامه دارم ولی از ترس نمیشینم ! چشم

پی نوشت :

من 5 شدم :( ینی رتبم از دو اومد رو 5! به جاش همزاد دو شد! از حسادت ترکیدَم ها گریهنیشخند چون همیشه من دو بودم گریهافسوس خُب این هفته سعیمُ میکنم جبران کنم آخ

پی نوشت 2 :

جزوه بین المللمُ یکی از پسرای ترم پایینی که تو کلاس زبانم هم هست میخواست! خلاصه هفته ی اول که گفته بود یادم رفت ببرَم براش با یه حالت غُر غُر بامزه گفت من مطمئن بودم یادتون میره ! گریه قیافم دو نخطه خط صاف شد ! نمیدونم قیافم شبیهِ بد قولاس یا چی مثلا که هم رشته ای ترم پایینی که آشناییتی نداره اینجوری میگه نیشخند

/ 0 نظر / 15 بازدید